حرمت زن
بانوان به عنوان نیمی از جامعه اسلامی که دردامان خود انسانهای پاک وبرجسته می پرورانند،دارای حرمت واحترام ویژه ای می باشند.
آنان معلمان عاطفه هستند وپیکره اجتماع بامحبت وتربیت آنها استوارخواهد ماند.
با اندکی تدبر درآیات قرآن فلسفه حجاب رابه گونه ای صریح می بینیم ومی یابیم که احترام وحرمت زن ،فلسفه حقیقی ویا یکی از فلسفه های حجاب است.
براستی اگر معرفت انسان به شریعت وتعالیم دینی بالارفته وقرآن را که آیین نامه سعادت و کمال بشر است درک کند ، به عظمت حجاب پی برده ومی فهمد بی حجابی وبد حجابی ثمره عدم معرفت وشناخت حقیقی جایگاه زن در هستی است.
گرایش به پوشش و عفاف یک گرایش فطری در میان زنان و مردان است اما میزان و شکل آن رابطه مستقیمی با اخلاق و فرهنگ جوامع داشته و دارد،در سرزمین های مختلف،انسان هایی که به ارزش های اخلاقی اعتقاد بیشتری داشته اند،از پوشش کامل تر و متین تری استفاده کرده اند.
تقریبا در همه فرهنگ ها ،همیشه پوشش زن و حرمت او به صورت یک اصل پسندیده مطرح بوده و کمتر قوم و ملتی بوده است که زنان آنان پوشش مناسبی نداشته باشند و یا حرمتی برای او قایل نباشند.
اسلام نیز حجاب و حرمت زن را بهترین وسیله برای حفظ از خطر بیگانه زن بی حجاب را همچون میوه درختی است که شاخه آن از دیوار باغ به بیرون آویزان است که هر رهگذری ممکن است در آن طمع کند دانسته است.
در خيابان چهره آرايش
مكن
از جوانان سلب آسايش مكن
زلف خود از روسري بيرون مريز
در مسير چشمها افسون مريز
ياد كن از آتش روز معاد
|
خواهرم ديگر تو كودك نيستي نو عروس چشم نامردان نشو
|
شما جنس مرغوب را در کادو می پیچید ،روی تلویزیون پارچه می اندازید ،کتاب قیمتی را جلد می کنید،طلا و جواهرات را ساده د ردسترس قرار نمی دهید.
بنابراین این جلد و حجاب نشانه ارزش است.
خداوند برای چشم که ظریف است و خطرات آن را تهدید می کند.حجاب قرار داده ،حجاب باعث تمرکز مردان که بخش عمده تولید جامعه به دست آنان است می گردد.
در کشورهایی که بی حجابی است نظام خانوداده از هم گسسته و آمار طلاق غوغا می کند اسلام به خاطره حفظ حیا ،پاکدامنی و جلال،جلو گیری از تشنت و هوسبازی و گستن نظام خانواده حجاب را واجب فرموده.
باید دانست که حجاب مانع تولید نیست،بزرگترین صادرات ایران بعد نفت قالی است که تولیدش به دست زنان با حجاب ایرانی است.
دنیا انقلاب اسلامی ایران را با حجاب بانوان می شناسد و ابر قدرتها از این نشانه پر ارزش انقلاب آنقدر هراس دارند که چند دختر مسلمان با پوشش اسلامی بر سر درس تحمل نمی کنند.
کوچه های غربت و غم قحطی یک مرد بود
خانه مان در غارت بی غیرتی نامرد بود
دست مادر را گرفتم تا سوی مسجد رویم
ناگهان آتش گرفتم دست مادر سرد بود
شهادت اولین مدافع ولایت تسلیت باد
انواع حجاب
حجاب و پوشش با توجه به تناسب اوضاع و شرایط و انگیزه و اندیشه های شخصی انواع مختلفی دارد:
1-حجاب تکمیلی
حجابی که از سوی دیگران تحمیل می شود و خود فرد اعتقادی به آن ندارد.
2-حجاب تقلیدی
حجابی که شخص با تقلید از خانواده و اطرافیان به طور اجمالی و سر بسته ارزش های سنتی خانواده یا اجتماع را درباره حجاب پذیرفته است و برای ححجاب خود دلیل و برهانی ندارد.
3-حجاب تعقلی
حجاب فردی که به مدد فکر و اندیشه و عقل ورزی به حجاب و پوشش روی آورده و خود را به آن پای بند وملتزم ساخته و استدلال های محکم عقلی دارد.
4-حجاب تعبدی
حجاب انسانی که در ابتدا وارد رواق و حوزه خرد و عقل شده و به مرحله حجاب تعقلی نایل آمده و آنگاه به دلیل پذیرش عبودیت حق تعالی خویش را به شرف حجاب کامل اسلامی آراسته است تا شرایط بندگی به جا آورده باشد.
حال که حجاب را رعایت می کنید از کدامین گروه می باشد؟
پوشش ،سپری در برابر راهزنان گوهر عفاف
پوشش زن عفاف اوست و عفاف او خدمتی است به سلامت اخلاق جامعه ،
دختران و زنان شایسته با آراستن خویش به پوشش اسلامی ،بزرگترین معلمان و آموزگاران اخلاق و پاکی و فضیلت در جامعه اند.
در مخزن شرف گوهری جز حجاب نیست
شمشیر دیده سپری جز حجاب نیست
ای ملتی که یک سر در خواب و غفلتید در کاستن ظرف نیکان شتاب چیست؟
چهار چیز از چهار چیز سیر نیست:
1-چشم از دیدن و نگاه به نامحرمان
2-زمین از باران
3-گوش از شنیدن اخبارها
4- ماده از نر
سه چیزاند که نواحی نفوذ شیطان است:
1-از ناحیه چشم 2-از ناحیه قلب 3-از ناحیه شرمگاه
به قول شاعر:
روز محشر هر نهان پیدا می شود هم زخود هر مجرمی رسوا می شود
دست و پا بدهد گواهی با بیان بر فساد او به پیش مستمعان
دست گوید من چنین دزدیده ام لب گوید من چنین بوسیده ام
چشم گوید کرده ام غمز حرام گوش گوید شنیده ام سوء الکلام
آثار مثبت حجاب
1-تأثیر حجاب در آزادی فکری و معنوی
2-تأثیر حجاب در سلامت روحی
3-تأثیر حجاب در سلامت جسمی
4-تأثیر حجاب در تشکیل و تحکیم خانواده
5-تأثیر حجاب در حضور اجتماعی سالم زن
6-تأثیر حجاب در رعایت احترام بانوان
عوامل حجاب یا بد حجابی
1-خانواده 2-مدرسه و دانشگاه 3-میل به خودنمایی 4-هجوم فرهنگی
هر کدام از اینها می تواند عامل با حجاب یا عامل بی حجابی یا بد حجابی فرد باشد پس بکوشیم که بهترین خانواده،بهترین مدرسه و دانشگاه را داشته باشیم تا میل به خودنمایی و هجوم فرهنگی دشمنان ما را از صراط مستقیم دور نکند.
صدف حجاب
دخترم
گنج شرف فاش و بی پرده بگویم که حجاب
معدن الماس حیا ... صدف گوهر زیبای زن است.
موجب عزت زهرا
بشنو حرف پدر
زیور و زینت دین باش
تو با حفظ حجابحجاب و عفاف و تعریف آنها
حجاب و عفاف به عنوان دو ارزش در جامعه بشری و بویژه جوامع اسلامی مطرح است همواره این دو واژه در کنار هم به کار برده می شوند ودر نگاه اول به نظر می آید هردو به یک معنا باشند،اما با جستجودر متون دینی و فرهنگنامه ها به نکته قابل توجهی می رسیم و آن تفاوت این دو واژه است.
تعریف های گوناگون از حجاب:
حجاب یعنی آنچه مانع رسیدن می شود
پنهان کردن
پرده
با توجه به معانی ذکر شده درمی یابیم که حجاب امری ظاهری ودر ارتباط با جسم است.
حجاب پوشش ظاهری افراد و بویژه برای زنان است که مانع از نگاه نا محرم به آنان می شود.
برای عفاف نیز معانی مختلفی ذکر کردند:
عفت حالت درونی و نفسانی است که توسط آن از غلبه شهوت جلوگیری می شود.
خود نگهداری و پاکدامنی
نگاه داشتن نفس از انجام حرام
ترک شهوات و پاکی خوی و جسم
عفاف نوعی حجاب درونی است که انسان را از گناه باز می دارد.
حفظ چشم ،گوش،قلب و تمامی اعضاء و جوارح از هر گونه خطا و گناه عفاف است که حاصل این عفت و حجاب درونی ،پوشش ظاهری است.
حجاب میوه عفاف است و عفاف ریشه حجاب...خارج از موضوع اما عاطفی
اصولا چه زمانی به جلوی آینه می روید؟
وقتی از خانه خارج می شوید،وقتی میهمان مهمی به خانه تان می آید،وقتی قرار است به مهمانی بروید.
چه زمانی زیبا ترین حرفها را می زنید؟
وقتی با افراد فامیل و کسانی که با آنها رودربایسی دارید،ملاقات می کنید،زمانی که تلفنی با فرد غریبه ای صحبت می کنید؟
امیدواریم زیباترین حرفهای زندگی تان را به نزدیک ترین فرد زندگی تان بگویید و دلنشین ترین رفتار را برای کسی داشته باشید که موظفید بیشترین جاذبه را برایش داشته باشید.
اگر دین اسلام به مردان تذکر حفظ حریم نگاه را می دهد از زنان می خواهد تا زیبایی ها و زینت هایشان را از غیر محارم بپوشانند،علت اصلی آن حفظ کانون خانواده است،پس خودتان با دست خودتان موجبات از بین رفتن این کانون مخصوصا در شرایط امروزی جامعه را فراهم نکنید.زمانه امام باقر علیه السلام
پایگاه اجتماعی
پیکار با منکر
لباس از بلا
القای روح ظلم ستیزی
ردّ فرمانروایان ناصالح
پاسخ کوته نظران
سيماى اخلاقى امام باقر (ع)
1- اخلاق
الف) عبادت و پارسایی
« افلح » خدمتکار امام ، می گوید :
«با محمدبن علی علیه السلام برای انجام مناسک حج بار سفر بستم. وقتی رسیدیم و امام داخل مسجدالحرام شد و نگاهش به کعبه افتاد، شروع به اشک ریختن کرد. او با صدای بلند می گریست. تا جایی که شگفتی من برانگیخته شد (که چرا امام معصوم این گونه می گرید؟!) گفتم: پدر و مادرم به فدایت باد! مردم دارند شما را نگاه می کنند. اگر ممکن است کمی آهسته تر گریه کنید، امام فرمود: وای بر تو! چرا صدایم را به گریه بلند نکنم تا شاید (مورد بخشایش و مهرورزی پروردگار قرار گیرم و) در من نظر لطف کند و فردای رستاخیز به مهربانی و لطفش درآویزم.
سپس مشغول طواف خانه خدا شد و نزد مقام به نماز ایستاد. ( هنگامی که نمازش پایان یافت) به سجده رفت و آن هنگام که سر از خاکساری درگاه خدا برداشت، سجده گاهش از اشک تر شده بود. (2) او در هر شبانه روز صد و پنجاه رکعت نماز می گزارد.»(3)
امام صادق علیه السلام در بیان خدا ترسی پدر بزرگوارش می فرماید :
«پدرم نیمه های شب خدا را با سوز و گداز چنین می خواند؛ بارالها! خواندی، کوتاهی کردم، رماندی، سرباز زدم، ببین، اینک منم، بنده تو، سرافکنده به درگاهت و هیچ عذر خواسته ای ندارم». (4)
ب) دوری از دنیا
«جابربن یزید جعفی» می گوید:
«روزی محمدبن علی علیه السلام به من فرمود: ای جابر! اندوهگینم و دلم گرفته است. گفتم: اندوهتان به خاطر چیست؟ فرمود: ای جابر! کسی که لذت شراب ناب الهی در دلش باشد، از غیر خدا روی برتافته و دلش گرفتار او می شود. ای جابر! مگر این تحفه دنیا چیست. مگر دنیا جز مرکبی که بر آن سوار می شوی یا لباسی که می پوشی و یا همسری که اختیار می کنی چیز دیگری هم هست؟
ای جابر! خداجویان بر این دنیا تکیه نمی کنند و به آن دل نمی بندند و خیال خود را از آخرت( او سختی آن) خوش نمی دارند. دل فریبی های دنیا، دل آنان را هرگز از یاد خدا باز نمی دارد، گوش آنان را بر ذکر خدا نمی بندد، و زرق و برق دنیا چشمشان را از دیدن نور الهی کور نمی کند. از این روست که نیکان پاداش، دریافت می کنند و رستگار می شوند... پس بکوش آنچه خدا نزد تو از دین و حکمتش به امانت گذاشته، پاس داری.» (5)
همچنین می فرمود: «دنیا را مانند کاروان سرایی فروگذار که پیامبر(ص) فرمود: مثل من و دنیا مثل سواری است که ساعتی زیر سایه درختی فرود می آید و بر می خیزد و از آنجا می رود». (6)
ج) دانش و بینش
آوازه شهرت او تا دوردست های سرزمین های اسلام رسیده بود؛ همچنان که راوی می گوید:
«دیدم در حلقه درس او مردم خراسان حضور دارند و اشکالات علمی خود را مطرح می کنند». (8)
د) پاکیزگی و آراستگی
امام(ع) پیرایشگری مخصوص خود داشت که موهای سر و صورت ایشان را اصلاح می کرد و اصحاب، امام را همواره با موهایی مرتب و پیراسته می دیدند. (10)
همچنین به مسواک زدن اهمیت بسیاری می داد و می فرمود: « اگر مردم می دانستند که مسواک زدن چه فواید مهم و فراوانی دارد، آن را، حتی در بستر خواب نیز از خود جدا نمی کردند.» (11)
امام، همواره در محیط های عمومی با لباس های برازنده و تمیز حاضر می شد؛ به گونه ای که نزدیکان در مورد ایشان می گفتند: ظاهر او بیشتر به جوانان می ماند. (12)

2- امام و خانواده
الف) ایجاد پیوند عاطفی با همسر
«حسن زیات بصری» به همراه یکی از دوستانش به حضور امام شرف یاب می شود تا برای پرسش های خود پاسخی از امام دریافت کند. وی پس از ورود به اتاق امام با صحنه ای روبه رو می شود که تعجب او و همراهش را بر می انگیزد. او امام و اتاقش را در حالتی بسیار آراسته مشاهده می کند. به هر حال، پرسش هایش را مطرح می کند و پاسخ می شنود. هنگام برخاستن و خارج شدن، امام به او می فرماید: «فردا همراه دوستت نزد من بیا». روز بعد به منزل امام می آیند، ولی ایشان را در اتاقی خاکی که فقط حصیری در آن پهن بود، پشمینه بر تن یافتند.
امام به او فرمود: « ای برادر بصری! اتاقی را که دیشب مشاهده کردی، اتاق همسرم بود و اسباب و اثاثیه ای هم که در آن بود، به او تعلق داشت. او خودش را برای من زینت کرده بود و من هم باید خود را برای او زینت می کردم. بنابراین، گمان بد به دل خویش راه مده». او گفت: « فدایت شوم! سوگند که در مورد شما بدگمان شده بودم، ولی اینک خدا بدگمانی را از دلم بیرون کرد و دریافتم که حقیقت، همان است که شما فرمودید». (13)
آشکار است که امام برای جلب رضایت و خشنودی همسر خود بسیار تلاش می کرد تا با ارتباط عاطفی بیشتر، بنیان خانواده خویش را استحکام بیشتری ببخشد.
ب) ارتباط عاطفی با فرزندان
امام با این رفتار و گفتار نیکو، چارچوب محبت واقعی و اصیل را به همگان آموخت و یادآور شد که دوستی های دنیایی، حتی محبت به فرزند، نباید مانع فرمان برداری و روی برتافتن از خواست الهی شود.
3- اخلاق اجتماعی
الف) دستگیری از نیازمندان جامعه
« روزی نزد پدرم رفتم، در حالی که مشغول تقسیم هشت هزار دینار به نیازمندان مدینه بود و یازده غلام را آزاد ساخت.»
امام روزهای تعطیل، به ویژه جمعه ها، را به دستگیری و انفاق به مستمندان اختصاص می داد و دیگران را نیز به آن برمی انگیخت. در روایتی دیگر از امام صادق(ع) آمده است:
« با وجود این که پدرم از نظر بنیه مالی ضعیف تر از سایر افراد خاندانش و نیز مخارج زندگی اش بیشتر از بقیه بود، ولی د رهر روز جمعه به نیازمندان کمک می کرد، حتی اگر کمک او به اندازه یک دینار بود و می فرمود: پاداش صدقه و کمک به نیازمندان در روز جمعه برتری دارد؛ همان گونه که روز جمعه نسبت به دیگر روزهای هفته دارای برتری است.»
ویژگی برجسته امام در دستگیری از مستمندان این بود که هرگز آنان را «سائل؛ گدا» خطاب نمی کرد و همواره به دیگران می فرمود: «آنان را به بهترین نام هایشان صدا بزنید.»
ب) زندگی مردمی
«روزی امام باقر(ع) برای شرکت در مراسم تشییع جنازه فردی از طایفه قریش حضور یافت. من نیز به همراه ایشان شرکت کردم. مردی به نام «عطاء» نیز با ما بود. در این هنگام، زنی از تشییع کنندگان شروع به شیون و فریاد کرد. عطاء به او گفت: یا ساکت شو یا همگی باز می گردیم. ولی زن همچنان فریاد می زد و می گریست، عطاء (ناراحت شد) و بازگشت. من به امام رو کردم و گفتم: عطاء بازگشت (چه کنیم؟) امام فرمود: به راه خودت ادامه بده، اگر بنا باشد به خاطر دیدن یک اشتباه از دیگران (داد و فریاد زن) عمل شایسته ای را کنار بگذاریم، حقوق برادر مسلمان خویش را به جا نیاورده ایم.
پس از تشییع، جنازه را بر زمین نهادند و امام بر آن نمازگزارد. سپس شخصی (گویا صاحب عزا) جلو آمد و ضمن سپاس گزاری از امام، عرض کرد:
خداوند، شما را رحمت کند. دیگر بازگردید، پیاده روی برای شما دشوار است. ولی امام از بازگشتن، طفره رفت. پیش آمدم و به امام گفتم: از شما خواستند که بازگردید، پرسشی دارم که می خواهم در مورد آن توضیح بدهید. امام فرمود: به کار خودت ادامه بده؛ زیرا ما با اجازه او نیامده ایم تا حال با اذن او بازگردیم، بلکه ما به خاطر برتری و پاداشی که تشییع و خاک سپاری مؤمن دارد، آمده ایم و هر اندازه که انسان به تشییع و دیگر مراسم ادامه بدهد، از خداوند پاداش می گیرد.»
ج) احترام به مالکیت اجتماعی
« روزی خدمت امام باقر(ع) رسیدم و عرض کردم: فدایت شوم! من قصد دارم در مکه اقامت گزینم و ساکن آنجا باشم، ولی به یکی از پیروان فرقه مرجئه بدهکارم و به او مدیون هستم، حال می خواهم نظر شما را بدانم. امام در پاسخ فرمود:
نزد طلبکار خود بازگرد و طلبش را بپرداز و به گونه ای زندگی کن که وقتی به دیدار پروردگارت شتافتی، از سوی کسی دینی برگردن تو نباشد؛ زیرا مسلمان هرگز خیانت نمی کند.»
د) خوش رویی
« لبخند مرد به روی برادر مؤمنش بسیار پسندیده است و ستردن غبار (اندوه) از چهره او حسنه است و خدا به چیزی برتر از شاد کردن دل مؤمن پرستش نشده است.»
امام از زبان جد بزرگوارش رسول اکرم(ص) این روایت را برای مردم می خواند که: « هر کس مؤمنی را شاد کند، مرا شاد کرده و هر کس مرا شاد کند، خدای را خشنود ساخته است.»
امام از شاد کردن دیگران خشنود می شد و گاه اطرافیان را به شوخی های ستوده و در حد اعتدال- که موجب سرور و خوشحالی افراد می شود- تشویق می کرد و به آنها می فرمود:
« همانا خداوند آن کس را که در میان جمعی شوخی (ستوده) می کند، دوست می دارد؛ در صورتی که مزاح او آمیخته با سخنان ناروا نباشد.»
هـ) ابراز صمیمیت در معاشرت با دوستان
این موضوع نمود فراوانی در رفتار امام باقر(ع) دارد، « ابی عبیده » می گوید:
« من (در سفری) با امام محمد باقر(ع) هم کجاوه بودم. نخست من سوار می شدم و سپس او سوار می شد و به محض سوار شدن سلام و احوال پرسی می کرد؛ درست مانند کسی که مدت هاست دوست خود را ندیده، سپس دست می داد و مصافحه می کرد... آن حضرت در این باره فرمود:
هرگاه دو مؤمن به هم برسند و با هم دست بدهند و حال یکدیگر را بپرسند، خداوند گناهان آنها را می ریزد و پیوسته به آن دو نظر می کند تا هنگامی که از هم جدا شوند... هرگاه دو مؤمن با هم دست بدهند خداوند دست خود را در میان دست آنها درمی آورد و با آن کس که بیشتر دست دیگری را بفشارد، دست می دهد.»
گاه امام به کسانی که برای خداحافظی پیش از مسافرت نزد او می آمدند، سفارش می کرد که سلام او را به یک یک دوستان و آشنایانش در آن شهر برسانند.
و) حضور در اجتماعات
« ابوحمزه ثمالی » می گوید:
« سالی اباجعفر (ع) به حج رفت. او مشغول انجام مناسک حج بود و حاجیان شیفته شکوه و فریفته هیبت و جمال او شده بودند. هشام بن عبدالملک- حکمران وقت- نیز در آن جا حضور داشت و با دیدن توجه احترام آمیز مردم به امام، شگفت زده شد. شخصی از اطرافیان او پرسید: این شخص کیست که تابش علم و دانش از سیمای او پیداست؟ (و مردم او را نور علم نامیده اند) تا او را مجازات کنم؟! ولی هنگامی که امام در برابر او قرار گرفت، هیبت امام، او را ترساند و گفت: ای پسر رسول خدا! من مجالس زیادی را از خاندان عباس دیده بودم، ولی استفاده ای که در محضر آنان می بردم، هرگز به اندازه آنچه در محضر شما می آموزم، نیست. امام پاسخ داد: وای بر تو که تربیت شده شامیان هستی! تو اکنون در برابر پرورش یافته ای (از کانون ولایت و مهد امامت) هستی که خدا خانه های آنان را به بلند مرتبگی و یاد و نام خود برافراشت و برگزید.»
پی نوشت ها :
1- اعیان الشیعه، ج 1، ص. 651
2- بحارالانوار، ج 46، ص. 290
3و4- ائمتنا، ج 1، ص. 342
5- کشف الغمه، ج 2، ص. 324
6- همان؛ تذکره الخواص، سبط ابن الجوزی، نجف، مکتبه النینوی الحدیثه، بی تا، ص. 338
7- همان، ص 234؛ بحارالانوار، ج 46، ص. 332
8- بحارالانوار، ج 42، ص. 357
9- مکارم الاخلاق، الطبرسی، ص 72، گویا در آن روزگار مردم میکروب را شیطان می پنداشتند که عامل بیماری یا مرگ انسان ها می شود و امام برای تفهیم موضوع، از این تعبیر بهره برده اند.
10- بحارالانوار، ج 46، ص. 299
11- همان، ج 76، ص. 130
12- همان، ص 299؛ حلیه الابرار، سیدهاشم البحرانی، ج 2، ص. 121
13- همان، ص 293؛
|
| |||||||||||
فرار شاه از ایران

بعضی از تحلیل گران خارجی سال 1975، یعنی اواخر سال 1353 و 9 ماهه ی اول سال 1354، را نقطه ی آغاز افول قدرت شاه در ایران می دانند. وقایعی كه در این سال رخ داد، به حسب ظاهر همه از نیرومندتر شدن موقعیت شاه و رژیم سلطنت در ایران حكایت می كرد. درآمد نفت چهار برابر شد و به مرز سالانه 20 میلیارد دلار رسید كه با قدرت خرید آن روز دلار، رقم هنگفتی به شمار می آمد. شاه با اعلام یك سیستم تك حزبی در اسفند 1353، حكومت مطلقه خود را بر كشور تثبیت كرد، آشتی با عراق و امضای قرارداد حل اختلافات دو كشور كه براساس بیانیه ی الجزایر تنظیم شده بود، به نگرانی های ایران از مرزهای غربی خود خاتمه داد، روابط ایران با همه ی كشورها اعم از شرق و غرب توسعه یافت و سیل سران و دولتمردان خارجی، برای بهره گرفتن از خوان نعمتی كه بر اثر افزایش ناگهانی درآمد نفت در ایران گسترده شده بود، به ایران سرازیر شد. در این میان درباریان، به فكر راه انداختن جشن های تازه ای افتادند. این بار پنجاهمین سال سلطنت خاندان پهلوی را در آبان 1354، بهانه ای برای ریخت و پا ش های تازه قرار دادند. اسدالله علم یكی از معاونین خود، دكتر باهری را كه سوابق توده ای داشت برای سرپرستی برنامه های تبلیغاتی این جشن ها برگزید و ده ها كتاب در وصف خاندان پهلوی كه هر یك با مقدمه ای با امضای علم آغاز می شد، انتشار یافت

در فوریه ی سال 1976، یعنی در زمان حكومت فورد و یازده ماه قبل از آن كه كارتر وارد كاخ سفید بشود، یك هیئت تحقیقاتی از طرف سازمان اطلاعات مركزی امریكا (سیا) به سرپرستی «ارنست اونی» گزارشی درباره ی خاندان سلطنتی و ساختار حكومت در ایران تهیه كرد كه در تیراژ محدودی در مجموعه ی نشریات محرمانه ی سیا چاپ و بین مقامات سیا و بعضی مقام های بالای امریكا توزیع گردید.(2) در این گزارش، خانواده ی سلطنتی ایران «كانون عناصر فساد و هرزه و شهوتران» معرفی شده و بیش از همه به شرح احوال اشرف پهلوی به عنوان با نفوذترین و در عین حال فاسدترین اعضای خانواده پرداخته بود و شاه، را زمامداری خودكامه كه به جز افراد خانواده ی خود فقط با ده، دوازده نفر، كه رأس آن ها امیر اسدالله علم وزیر دربارش قرار دارد، محشور است «فقط از این عده اطلاعاتی را كسب می كند. او با كسی مشورت نمی نماید و دیگران فقط مجری تصمیمات او هستند. ایران عملاً تیول چهل خانواده است كه مقامات دولتی و تجارت را تحت كنترل خود دارند و بعد از آن ها 150 تا 160 خانواده ی دیگر هم هستند كه در درجه ی دوم اهمیت قرار گرفته اند و رده ی دوم مقامات سیاسی و فعالیت های بازرگانی كشور را اشغال می كنند. مجموع این خانواده ها كه 200 خانواده می شوند، جایگزین قدرت و نفوذ 1000 فامیلی شده اند كه امریكایی ها در گذشته از آن به عنوان خانواده ی حاكم بر ایران نام می بردند. گزارش سیا در تشریح نهادهای سیاسی در ایران می نویسد:
«دولت و پارلمان در ایران فاقد اختیار و قدرت نهادهای مشابه در حكومت دموكراسی هستند و عملاً جز صحه نهادن بر تصمیمات شاه و اجرای آن نقشی ایفا نمی كنند.»
شاه بعد از روی كار آمدن كارتر در سال 1977، درصدد جلب رضایت وی برآمد. نخست دولت سیزده ساله ی هویدا را تغییر داد و جمشید آموزگار تحصیل كرده ی امریكا را به صدارت گماشت و راهی آن كشور شد. تظاهرات انبوه مخالفان هنگام ورود او به كاخ سفید كه موجب پرتاب گاز اشك آور از طرف پلیس و اشك ریختن كارتر و مهمانانش شد،
]

آغاز ناخوشی برای این سفر بود. اما شاه در همان دیدار نخستین با رییس جمهور جدید امریكا سر تسلیم فرود آورد و متعهد شد از افزایش قیمت نفت جلوگیری كند. در این مذاكرات، شاه جای هیچ گله و شكایتی برای امریكایی ها باقی نگذاشت، به طوری كه در بازگشت اعتماد به نفس خود را باز یافته و بار دیگر با خیال راحت بر اریكه ی سلطنت تكیه زده بود. ولی مشكلات اقتصادی و نابسامانی های ناشی از ریخت و پاش های گذشته از یك طرف و تشدید مخالفت ها با حكومت خودكامه و مفاسد و مشكلات ناشی از آن، به تدریج روند نهضتی را در جامعه شدت بخشید كه مهار آن روز به روز دشوارتر می شد. آموزگار در كار خود فرو مانده و هویدا هم كه به وزارت دربار منصوب شده بود، از هیچ گونه كارشكنی در كار دولت فروگذار نمی كرد و سرانجام با انتشار مقاله ی توهین آمیز نسبت به امام خمینی« قدس سره» در روزنامه ی اطلاعات در 17 دی 1356، كاری ترین زهر خود را به حكومت آموزگار ریخت.

این مقاله به ابتكار هویدا تهیه و شاه بر انتشار آن صحه گذاشت و حتی لحن آن را تندتر كرد. سرانجام دولت آموزگار از كار بر كنار شد و شاه شریف امامی را كه مهره انگلیسی ها بود روی كار اورد تا بتوانددر كنار حمایت امریكا، رضایت انگلستان را نیز جلب نماید. انخاب شریف امامی به نخست وزیری هم هیچ یك از انتظارات شاه را بر نیاورد. عقب گرد ناگهانی رژیم در برابر مخالفان و آزادی مطبوعات، به گسترش فعالیت های مخالف رژیم انجامید. اقدام شتابزده ی رژیم در برقراری حكومت نظامی، فاجعه ی 17 شهریور میدان ژاله (شهدا) را آفرید. انعكاس جهانی این فاجعه رژیم را از اجرای مقررات حكومت نظامی بازداشت و تظاهرات و اعتصابات تازه ای را به دنبال آورد.

تیراندازی به سوی دانشجویان و دانش آموزان در 13 آبان 1357 در دانشگاه تهران و كشته و زخمی شدن تعدادی از آن ها، تظاهرات بی سابقه ی 14 آبان را در تهران به دنبال داشت. شاه همان روز با هلیكوپتر بر فراز شهر پرواز كرد و پس از مشاهده ی شعله های آتش كه از صدها نقطه ی شهر زبانه می كشید، به كاخ نیاوران بازگشت و سفیران امریكا و انگلیس را نزد خود فرا خواند تا تصمیم خود را به تشكیل یك دولت نظامی به آن ها ابلاغ كند. سفیر امریكا نظر موافق واشنگتن را با استقرار یك دولت نظامی اعلام داشت. سفیر انگلیس نیز گفت:
دولت انگلستان آنچه را كه اعلی حضرت به مصلحت كشور خود تشخیص دهند، تأیید می كند. شاه پس از این ملاقات حكم نخست وزیری ارتشبد ازهاری را امضا كرد و فردای آن روز ضمن اعلام تشكیل دولت نظامی گفت كه صدای انقلاب ملت را شنیده و قول می دهد كه اشتباهات گذشته جبران شود.
دولت نظامی در همان چند روز اول ناتوانی خود را در اداره ی امور كشور نشان داد و موج تظاهرات و اعتصابات بعد از چند روز وقفه از سرگرفته شد. حكومت نظامی هم عملاً كارآیی خود را از دست داد، زیرا مقررات حكومت نظامی در مورد منع اجتماعات اجرا نمی شد. حكومت نظامی به ویژه در مورد مطبوعات سختگیری كرد، ولی نویسندگان مطبوعات زیر بار سانسور نرفتند و دست به اعتصاب زدند و مردم بیش از پیش برای آگاهی از آنچه در كشورشان می گذشت به رادیوهای بیگانه روی آوردند. گسترش موج اعتصابات در سراسر كشور، بخصوص صنعت نفت، مملكت را به حال فلج كامل در آورد و درآمد ارزی كشور به صفر رسید. شاه برای خروج از بن بستی كه در آن گرفتار شده بود به رهبران جبهه ی ملی روی آورد و قبل از همه دكتر غلامحسین صدیقی را برای مقام نخست وزیری در نظر گرفت. دكتر صدیقی پس از یك هفته مطالعه و مشورت، پاسخ ردّ داد. شاه از شاپور بختیار دعوت كرد. بختیار این پیشنهاد را به شرط گرفتن اختیار كامل و خروج شاه از كشور بعد از رأی اعتماد مجلسین به دولت پذیرفت. شاه ناگزیر، تمام شرایط را پذیرفت.

با روشن شدن جرقه های اولیه انقلاب و فشار نیروهای مخالف رژیم و هماهنگی قیام های مردمی به رهبری امام خمینی قدس سره و كشتار 17 شهریور و برگزاری مراسم چهلم های مختلف شهدا در تهران، تبریز، اصفهان ،مشهد و ...، و اعتصاب كارگران شركت ملی نفت و چاپ مقاله توهین آمیز احمد رشیدی مطلق علیه امام« قدس سره»، كنترل امنیت كشور از دست نیروهای رژیم و حتی حكومت نظامی خارج شد و پایه های اقتدار رژیم 2500 ساله شاهنشاهی سست شده و منجر به فرار شاه گردید.
در آن تاریخ همه ناظران سیاسی متفق القول بودند كه حل بحران، با حضور شاه در ایران امكان پذیر نیست و رهبر انقلاب اسلامی، به هیچ عنوان حضور شاه و رژیم سلطنتی را تحمل نخواهد كرد. شاه نیز پس از عدم موفقیت دولت نظامیازهاری در برقراری نظم و آرامش و رقع اعتصاب ها كه اقتصاد كشور را فلج كرده بود، راه دیگری جز خروج از كشور نداشت. تشریفات مربوط به خروج شاه خصوصی و غیررسمی بود. مشایعت كنندگان، نخست وزیر، رؤسای مجلسین، وزیر دربار، رییس ستاد ارتش و گروهی از مقامات وابسته به دربار بودند. فرودگاه مهرآباد در محاصره یگان های گارد شاهنشاهی بود. مقارن ساعت یازده و نیم صبح، شاه و همسرش، با یك هلیكوپتر وارد فرودگاه شدند.

شاه در مصاحبه ی كوتاهی به خبرنگاران گفت:(1)
«مدتی است احساس خستگی می كنم و احتیاج به استراحت دارم. ضمناً گفته بودم پس از این كه خیالم راحت شود و دولت مستقر گردد، به مسافرت خواهم رفت. این سفر اكنون آغاز می شود و تهران را به سوی آسوان در مصر ترك می كنم. امروز با رأی مجلس شورای ملی كه پس از رأی سنا داده شد، امیدوارم كه دولت بتواند هم به جبران گذشته و هم در پایه گذاری آینده موفق شود.»
در مورد مدت سفر گفت:
«این سفر بستگی به حالت من دارد و در حال حاضر دقیقاً نمی توانم آن را تعیین كنم.»
ساعت نیم بعد از ظهر، شاه و همسرش تهران را به مقصد مصر ترك كردند.

در آخرین روزها فرح كوشید تا موافقت شاه را به استعفا از مقام سلطنت و تفویض مقام نیابت سلطنت به وی، طبق قانون اساسی جلب نماید. شاه نپذیرفت و گفت این كار مشكلی را حل نخواهد كرد. سرانجام شاه روز 26 دی 1357، فرار را بر قرار ترجیح داد. از اعضای خانواده ی سلطنتی تنها فرح مانده بود كه او نیز همراه همسرش از ایران خارج شد. پس از خروج شاه از ایران، موج شادی مردم را فرا گرفت و ملت با آمدن به خیابان ها و اظهار شادمانی و پخش گل و شیرینی این پیروزی بزرگ را جشن گرفت و رژیم سلطنتی كمتر از یك ماه پس از فرار شاه سقوط كرد و طومار عمر رژیم سرتاسر ظلم و جور 2500 ساله ی شاهنشاهی روز 22 بهمن 1357، درهم پیچیده شد.
پی نوشتها:
1- غلامرضا نجاتی، تاریخ سیاسی 25 ساله ایران، مؤسسه خدمات فرهنگی رسا، ص 314-313.
2- محمود طلوعی، پدر و پسر، ناگفته ها و ناشنیدنی ها از زندگی و روزگار پهلوی ها، ص 753-751.
اينجا ايران است
ايران در حمايت از ولايت فقيه به خروش آمد
9 / دي / 1388










ولي فقيه زمان را بهتر بشناسيم

باورنكردني اما
واقعي!
حجتالاسلام سيدعلي اكبري: «ما زماني خدمت ايشان رفتيم و از آقا درخواست نموديم تا اجازه بفرمايند از داخل منزلشان و وضيعت زندگيشان فيلمبرداري کنيم، تا مردم وضيعت زندگي رهبر خود را ببينند و بفهمند که ايشان چگونه زندگي ميکنند. آقا فرمودند: اگر شما بخواهيد زندگي مرا نشان بدهيد ميترسم خيليها باور نکنند.»
سردار سرلشکر سيدرحيم صفوی: «روزي که در منزل مقام رهبري، در خدمت ايشان بودم، بحث قدري به طول انجاميد و نزديک مغرب شد. پس از نماز، معظمله با مهرباني به من فرمودند:آقا رحيم! شام را مهمان ما باشيد. بنده در عين حال که اين را توفيقي ميدانستم، خدمتشان عرض کردم:اسباب زحمت مي شود. مقام معظم رهبري فرمودند:نه، بمانيد؛ هرچه هست با هم ميخوريم. وقتيکه سفره را گشودند و شام را آوردند، ديدم شام چيزي جز املت ساده نيست.»
حضرت آیتالله جوادی آملی: «یک روز مهمان مقام معظم رهبری بودم. فرزند ایشان آقا مصطفی نیز نشسته بود که سفره گسترده شد، آیتالله خامنهای به وی نگاهی کرد و فرمود: شما به منزل بروید. من خدمت ایشان عرض کردم: اجازه بفرمایید آقازاده هم باشند، من از وی درخواست کردهام که باهم باشیم. آقا فرمودند: این غذا از بیتالمال است، شما هم مهمان بیتالمال هستید. برای بچهها جایز نیست که بر سر این سفره بنشینند. ایشان به منزل بروند و از غذای خانه میل کنند. من در آن لحظه فهمیدم که خداوند چرا این همه عزت به حضرت آقا عطا فرموده است.»
حجتالاسلام والمسلمين حاج سيداحمد خميني(ره): «بر خود واجب ميدانم که شهادت دهم زندگي داخلي آيتالله خامنهاي نه از باب اين که رهبر عزيز انقلاب ما به اين حرفها نياز داشته باشند، بلکه وظيفه خود ميدانم تا اين مهم را به مردم مسلمان وانقلابي ايران بگويم. من از داخل منزل ايشان مطلع هستم. مقام معظم رهبري در خانه، بيش از يک نوع غذا بر سفره ندارند. خانوادهي معظم لَه روي موکت زندگي ميکنند. روزي به منزل ايشان رفتم، يک فرش مندرس آن جا بود. من از زبري آن فرش به موکت پناه بردم.»
آيتالله مصباح يزدي: «مصرف گوشت خانهي آيتالله خامنهاي در زمان رياستجمهوري تنها از طريق کوپن بود. ايشان در آن زمان به من فرمودند: من تاکنون غير از همان گوشت کوپني که به همه مردم داده ميشود گوشت ديگري از بازار نخريدهام. امروز هم زندگي ايشان مثل زندگي مردم محروم و مستضعف است.»
سردار سرتيپ پاسدار شوشتري: «مقداري زيلو در خانه مقام معظم رهبري بود. آنها را جمع کرديم و فروختيم و يک مقدار هم پول از مال شخصي خودم روي آنها گذاشتم. تا به جاي آن زيلوها، براي منزل آقا فرشي تهيه کنيم. وقتي زيلوها را عوض کرديم و فرشها را پهن نموديم، آقا تشريف آوردند و فرمودند: اينها ديگر چيست؟ گفتم:زيلوها را عوض کرديم. فرمودند: اشتباه کرديد که عوض نموديد. برويد همان زيلوها را بياوريد. اصرار را بيفايده ديدم و با هزار مکافات رفتم و زيلوها را پيدا کردم و توي خانه انداختم. زيلوهايي که واقعاً به آنها نگاه ميکردي، ميديدي که نخشان در آمده و ساييده شدهاند.»
آيتالله سيدمحمودهاشمي شاهرودي: روزي معظم لَه مرا به کتابخانه خود دعوت کردند، من در آن جا يک ميز ساده و قديمي ديدم. در کنار ميز نيز يک صندلي کهنه بود. آن ميز و صندلي مربوط به قبل از انقلاب بود. مقام معظم رهبري در کتابخانه ي ساده ي خود هنوز از همان ميز و صندلي استفاده ميکنند.»
سيد علي اکبر طاهايي: «من در آن زمان نمايندهي مجلس شوراي اسلامي بودم. همسرم يکي از بچهها را نزد پزشک برد و در مطب دکتر، همسر مقام معظم رهبري را ملاقات کرد. ايشان نيز يکي از فرزندان خود را براي مداوا به آنجا آورده بودند. کسي نميدانست که ايشان کيست! چون نوبت به همسر آقا رسيد؛ به اتاق پزشک مراجه کردند. دکتر پس از معالجه فرزند مقام معظم رهبري گفت:براي مداواي فرزندتان روزي يک ليوان لعاب برنج به او بدهيد. همسر مقام معظم رهبري گفت: ما چنين امکاناتي را نداريم. پزشک که ايشان را نمي شناخت عصباني شد و گفت: مگر امکان دارد درخانه اي برنج نباشد؟ همسر مقام معظم رهبري فرمود: آقاي ما اجازه نميدهد که در خانه، غير از برنج کوپني استفاده کنيم و آن هم کفاف خوراک ما را بيش از يک بار در هفته نميدهد.»
حجتالاسلام والمسلمين سيدعلي اصغر باقيزاده: «زماني که مقام معظم رهبري در ايرانشهر تبعيد بودند، در ساختماني که يک اتاق و يک آشپزخانه داشت زندگي ميکردند. همين مکان کوچک هر روز پذيراي تعداد زيادي از مهماناني بود که از راههاي دور و نزديک به آن جا ميآمدند. من هم توفيق داشتم که در آن روزها به ديدن ايشان بروم. چون به ايرانشهر رفتم وآقا را زيارت کردم، ديدم که تک و تنهايند و کسي کمک کار ايشان نيست. تصميم گرفتم چند روز در آنجا بمانم و به معظملَه کمک کنم. در تمام روزهايي که من در محضر آقا بودم، غذاي ايشان و مهمانها سيب زميني، نيمرو و تخم مرغ آب پز بود.»
حجتالسلام كرامتي :
اعلام عدمصلاحيت صانعي در راستاي رسالت ديني و انقلابي جامعه مدرسين بود
استاد حوزه علميه با اشاره به شرايط مرجعيت، تصريح كرد: اين شرايط با الهام از روايات در رسالههاي مراجع ذكر شده كه اگر مجتهدي حتي يكي از ملاكهاي لازم را نداشت نميتواند خود را در معرض مرجعيت و تقليد ديگران قرار دهد.
حجت السلام والمسلمين محمدتقي كرامتي امام جمعه شهرستان فريدن و استاد حوزه علميه، در گفتگویی با اشاره به اقدام جامعه مدرسين حوزه علميه قم در رد صلاحيت آيتالله صانعي براي مرجعيت، اظهار داشت: اقدامي كه جامعه مدرسين حوزه علميه قم در ارتباط با آقاي صانعي انجام داده است، اقدامي بايسته و در راستاي انجام رسالت ديني و انقلابي و پيام حريم فقاهت و مرجعيت بود كه اين مجموعه وزين و با سابقه خود را موظف و پايبند به آن ميداند و انتظار بحق ملت ايران را اجابت كرده است.
وي جامعه مدرسين را متشكل از مجتهدين و مدرسين بنام و باسابقه انقلابي با كارنامهاي درخشان در حيات علمي و سياسي خود دانست و افزود: جامعه مدرسين نظير اين اقدام را در مواردي ديگر همچون اعلام عدم صلاحيت آقاي شريعتمداري و آقاي منتظري نيز داشته است و همين آقاياني كه امروز به اقدام اخير جامعه مدرسين معترضند، در گذشته از مدافعان اقدام اين نهاد انقلابي و علمي در خصوص افراد ياد شده بودهاند.
كرامتي يادآور شد: شبهه و مغالطهاي كه بعضي از معترضين مطرح كنند، اين است كه در طول تاريخ مرجعيت شيعه، مراجع نه از سوي كسي يا نهادي نصب شدهاند و نه عنوان گرفته است، بلكه نهاد و مرجعيت هميشه متكي به مردم بوده است. كساني كه اين شبهات را مطرح ميكنند خودشان خوب ميدانند كه جامعه مدرسين اقدامي در جهت عزل آقاي صانعي نداشته است، بلكه اعلان عدم صلاحيت و عدم كفايت ايشان براي تصدي مقام والاي مرجعيت بود.
اين استاد حوزه علميه با بيان اينكه مرجعيت جايگاه رفيع و منيعي است كه شرايط خاصي را ميطلبد، تصريح كرد: اين شرايط با الهام از روايات در رسالههاي علميه همه مراجع عظام ذكر شدهاند كه از جمله آنها صلاحيت علمي لازم و عدالت و پارسايي و دنياگريزي است. اگر مجتهدي حتي يكي از ملاكات لازم مذكور رانداشته باشد نميتواند خودش را در معرض مرجعيت و تقليد ديگران قرار دهد. يا اگر شرايط را بعدا از دست بدهد خود به خود از مقام مرجعيت فرو افتاده و ساقط ميشود و ادامه تقليد از او جائز نيست. بنابر اين عزل و نصبي در كار نبوده بلكه شهادت جمعي از مجتهدين عادل و كارشناسان امور فقهي در خصوص عدم كفايت ايشان براي تصدي مقام مرجعيت بوده است.
وي با بيان اينكه جامعه مدرسين نه فتوا صادر كرده است و نه ايشان را عزل نموده است، خاطر نشان كرد:در باره مستندات عدم صلاحيت در حوزه مسائل فقهي و علمي اجمالا آيتالله يزدي و بعضي از اعضاي آن تصريح كردهاند كه ايشان بدعتها و نوآوريهايي خارج از چارچوب و ضوابط فقهي و مخالفت صريح قرآن داشتهاند. اخيرا نيز بعضي از فضلا و صاحبنظران حوزه علميه در اقدامي شايسته به جمعآوري آن پرداختهاند كه اهل فن ميتوانند به آن رجوع كند و خود در باره اين فتاوي به داوري بنشينند.
كرامتي شبهه سياسي بودن مسئله، سياسي دانستن اين اقدام، به اين معنا كه انگيزههاي سياسي عامل اين تصميم بوده است سخن بياساس دانست و تاكيد كرد: بايد توجه داشت كه بخش قابل توجهي از موضوعات كه احكام فقهي از قبيل وجوب و حرمت و كراهت روي آنها بار ميشود، احكام سياسياند.
وي افزود: بنابراين، همانگونه كه حرمت و حليت روي موضوعات عبادي و اقتصادي ميرود، روي موضوعات سياسي هم ميرود؛ مثل حرمت ارتباط با كافرجويي، حرمت همدستي و معاضدت دشمنان اسلام، حرمت ايستادگي در مقابل امام عادل (چه معصوم و چه ولي فقيه) و ساقط شدن ازعدالت منحصر در ارتكاب حرامهاي متعارف نيست، همانگونه كه نماز نخواندن دروغ گفتن و ربا خوردن و امثال آن انسان را از عدالت ساقط ميكند، بعضي از اقدامات سياسي هم كه مصداق عمل حرام هستند، موجب ساقط شدن از عدالت ميگردد.
پیامدهاى رحلت پیامبر اكرم (ص)در نگاه شاهد آن ایام
علل موفقیت پیامبر اکرم (ص) در زمان حکومت
شمهاى از حالات فرصت طلبان عصر پیامبر اكرم (ص)شرایط حاد و تاسف بار بعد از رحلت پیامبر اكرم (ص)
پیامدهاى رحلت از لسان مبارک حضرت زهرا (س)گروه هاى فرصت طلب
ویژگىهاى فرصت طلبان
رحلت پیامبر اكرم (ص) براى حكومت اسلامى و امت اسلام حادثهاى سخت و جانسوز بود . چنانكه امیرالمؤمنین(ع) مىفرماید: « بابی انت و امی یا رسول الله (ص) لقد انقطع بموتك ما لم ینقطع بموت غیرك من النبوة والانباء و اخبارالسماء . خصصت حتى صرت مسلیا عمن سواك و عممت حتى صار الناس فیك سواء و لولا انك امرت بالصبر و نهیت عن الجزع، لانفدنا علیك ماءالشؤون . و لكان الداء مماطلا و الكمد محالفا و قلالك . . . (1) ؛ پدر و مادرم فدایت اى پیامبر خدا، با مرگ تو رشتهاى پاره شد كه در مرگ دیگران چنین قطع نشد و آن نبوت و فرود آمدن پیام و اخبار آسمانى بود . مصیبت تو دیگر مصیبت دیدگان را تسلى دهنده ست یعنى پس از مصیبت تو دیگر مرگ ها اهمیتى ندارد . و از طرفى این یك مصیبت همگانى است كه عموم مردم به خاطر تو عزادارند . اگر نبود كه امر به صبر و شكیبایى فرمودهاى و از بىتابى نهى نمودهاى آنقدر گریه مىكردم كه اشك هایم تمام شود . و این درد جانكاه همیشه در من مىماند و حزن و اندوهم دائمى مىشد. كه همه اینها در مصیبت تو كم و ناچیز است.» سختى مصیبت رحلت پیامبر به قدرى بود كه امام على مىفرماید: « فضجت الدار الافنیة(2)؛ گویا در و دیوار خانه فریاد مىزد.» علل موفقیت پیامبر اکرم (ص) در زمان حکومتشاید تصور آن روز براى خیلىها امرى مشكل به نظر مىرسید، چرا كه پیامبر توانسته بود در مدت كمى علاوه بر ایجاد الفت و اخوت و صفا و صمیمیت بین مردم، حكومتى عدل گستر و نظامى قانونمند را پى ریزى كند كه مردم خصوصا طبقه عامه از آن بهره مند باشند. چنانكه حضرت امیرمؤمنان(ع) مىفرماید: « فانظروا الى مواقع نعم الله علیهم حین بعث الیهم رسولا . فعقد بملته طاعتهم . و جمع على دعوته الفتهم، كیف نشرت النعمة علیهم جناح كرامتها و اسالت لهم جداول نعمتها والتفت الملة بهم فى عوائد بركتها فاصبحوا فى نعمتها غرقین . و فى خصرة عیشها فكهین . قد تربعت الامور بهم فى ظل سلطان قاهر . و آوتهم الحال الى كنف عز غالب، و تعطفت الامور علیهم فى ذرى ملك ثابت . فهم حكام على العالمین و ملوك فى اطراف الارضین یملكون الامور على من كان یملكها علیهم، و یمضون الاحكام فیمن كان یمضیها فیهم لاتغمزلهم قناة ولا تقرع لهم صفاة (3) ؛ حال به نعمت هاى بزرگ الهى كه به هنگامه بعثت پیامبر اسلام (ص) بر آنان فرو ریخت بنگرید . كه چگونه اطاعت آنان را دین خود پیوند داد . و با دعوتش آنها را به وحدت رساند. چگونه نعمتهاى الهى بال هاى كرامت خود را بر آنان گستراند و جویبارهاى آسایش و رفاه برایشان روان ساخت و تمام بركات آیین حق، آنها را در بر گرفت در میان نعمتها غرق شدند و در خرمى زندگانى شادمان . امور اجتماعى آنان در سایه حكومت اسلام استوار شد . در پرتو عزتى پایدار آرام یافتند و به حكومتى پایدار رسیدند . آنگاه آنان حاكم و زمامدار جهان شدند و سلاطین روى زمین گردیدند و فرمانرواى كسانى شدند كه در گذشته حاكم بودند و قوانین الهى را بر كسانى اجرا مىكردند كه مجریان احكام بودند و در گذشته كسى قدرت درهم شكستن نیروى آنان را نداشت و هیچ كس خیال مبارزه با آنان را در سر نمىپروراند .»
![]()
شمهاى از حالات فرصت طلبان عصر پیامبر اكرم (ص)شرایط قبل از اسلام و حتى بعد از حكومت اسلامى پیامبر به گونهاى نبود كه تمام كسانى كه در جزیرة العرب آن روز مىزیستند از جان و دل تسلیم اوامر حكومت نبوى شوند و چه بسا بودند كسانى كه نه از سر تسلیم بلكه از ناچارى به بیعت حكومت حضرتش درآمده بودند . و حتى كسانى كه در حیات حضرت نتوانستند كارى كنند . چنانكه امام على (ع) مىفرماید: « فاراد قومنا قتل نبینا واجتیاح اصلنا و هموا بنا الهموم و فعلوا بنا الافاعیل و منعونا العذب واحلسونا الخوف واضطرونا الى جبل وعر واوقدوا لنا نارالحرب فعزم الله لنا على الذب عن حوزته والرمى من وراء حرمته (4) ؛ خویشاوندان ما از قریش مىخواستند پیامبرمان (ص) را بكشند و ریشه ما را درآورند و در این راه اندیشهها از سر گذراندند و هر چه خواستند نسبت به ما انجام دادند. و زندگى خوش را از ما سلب كردند . و با ترس و وحشت به هم آمیختند و ما را به پیمودن كوههاى صعب العبور مجبور كردند و براى ما آتش جنگ افروختند . اما خدا خواست كه ما پاسدار دین او باشیم و شر آنان را از حریم دین بازداریم . آنان منتظر رحلت پیامبر بودند تا بتوانند به مطامع نفسانى خود دست یازند . چنانكه امام على (ع) خطاب به برادرش عقیل نوشتند: « فدع عنك قریشا و تركاضهم فی الضلال و تجوالهم فى الشقاق و جماحهم فی التیه، فانهم قد اجمعوا على حربی كاجماعهم على حرب رسول الله (ص) قبلی ... (5) ؛ قریش را بگذار تا در گمراهى بتازند و در جدایى سرگردان باشند . و با سركشى و دشمنى زندگى كنند همانا آنان در جنگ با من متحد شدند آنگونه كه پیش از من در نبرد با رسول خدا (ص) هماهنگ بودند.» البته بیانات پیامبراكرم (ص) در حق امیرالمؤمنین و در راس آنها در غدیر خم توانسته بود از شدت و حدت آن بكاهد . چنانكه حضرت زهرا سلام الله علیها فرمودند: «... كانكم لم تعلموا ما قال یوم غدیر خم، والله لقد عقد له (على علیهالسلام) یومئذ الولاء لیقطع منكم بذلك منها الرجاء ... (6) ؛ گویا از آن چه رسول خدا (ص) در روز غدیر خم فرمود، آگاهى ندارید؟ سوگند به خدا كه ایشان در آن روز ولایت و رهبرى امام على (ع) را مطرح كرد و از مردم بیعت گرفت تا امید شما فرصت طلبان تشنه قدرت را قطع نماید.» گروهى نیز توان و توفیق معرفت پیامبر و حكومت حضرتش را پیدا نكرده بودند . چنانكه خداوند متعال مىفرماید: « قالت الاعراب آمنا، قل لم تؤمنوا ولكن قولوا اسلمنا و لما یدخل الایمان فى قلوبكم.» (7)
شرایط حاد و تاسف بار بعد از رحلت پیامبر اكرم (ص)این عوامل و عواملى دیگر دست به دست هم داده بود تا بعد از رحلت پیامبر اكرم جامعه آن روز با مشكلات خاصى مواجه شود. چنانكه امام على (ع) مىفرماید: «... حتى رایت راجعة الناس قد رجعت عن الاسلام، یدعون الى محق دین محمد (ص) فخشیت ان لم انصر الاسلام و اهله ان ارى فیه ثلما او هدما تكون المصیبة به اعظم من ولایتكم ... (8) ؛ تا آنجا كه دیدم گروهى از اسلام بازگشته، مىخواهند دین محمد (ص) را نابود سازند. پس ترسیدم كه اگر اسلام و طرفدارانش را یارى نكنم، رخنهاى در آن بینم یا شاهد نابودى آن باشم كه مصیبت آن بر من سختتر از رها كردن حكومت بر شماست.»
پیامدهاى رحلت از لسان مبارک حضرت زهرا (س)در این مقال بنابر آن است كه پیامدهاى رحلت پیامبر اكرم (ص) از نگاه تنها یادگارش، حضرت فاطمه سلام الله علیها بیان شود. او كه بضعة الرسول است (9) و به تعبیر امام على (ع) بقیة النبوة (10) است و به اعتراف دیگران، خیرة النساء و ابنة خیر الانبیاء، صادقة فی قولك، سابقة فی وفور عقلك است. (11) او كه خلیفه اول در جمع مردم مدینه دربارهاش چنین گفته است: انت معدن الحكمة و موطن الهدى و الرحمة و ركن الدین و عین الحجة است. (12) و حتى عایشه نیز گفته است: « ما رایت احدا كان اصدق لهجة من فاطمة الا ان یكون الذی ولدها. » (13) او كه هم مردمان مكه و مدینه را دیده و هم شاهد حیات پیامبر اكرم (ص) بوده و هم در كنار پیامبر و حضرت امیر(ع) حوادث ریز و درشت عصر نبوت و روزهاى بعد از رحلت و حوادث تلخ و دردناك آن ایام كوتاه را به دقت زیر نظر داشته است . آرى او مىتواند پیامدهاى تاسف بار رحلت پیامبر را خوب بیان كند . در اینجا به مواردى از آنها مىپردازیم: آن حضرت در خطبه فدكیه (14) و خطبهاى كه بعدا در جمع زنان مدینه كه به عیادت ایشان آمده بودند (15) ایراد فرمودهاند، پیامدهاى رحلت پیامبر را بیان مىكنند از جمله آنها عبارتند از: 1. ایجاد ضعف و سستى در میان مردم . استومع وهنه « یا وهیه.» (16) حضرت در خطبهاى كه در حضور زنان مدینه كه به عیادت ایشان آمده بودند نیز این امر را تذكر دادند و با تاسف فرمودند: « فقبحا لفلول الحد واللعب بعد الجد و قرع الصفاة (17) ؛ چه زشت است سستى و بازیچه بودن مردانتان پس از آن همه تلاش و كوشش .» 2. تفرقه و اختلاف به وجود آمد . «استنهر فتقه وانفتق رتقه (18) ؛ تشتت و پراكندگى گسترش یافت . و وحدت و همدلى از هم گسست.» استنهر از نهر به معناى وسعت و زیادى است، فتق به معناى جدایى و پاره پاره شدن است. انفتق از انفتاق یعنى شكافتن و رتق هم به معناى همبستگى و اتحاد است . در قرآن كریم نیز آمده است كه: «ان السموات والارض كانتا رتقا ففتقناهما (19) ؛ (آیا كافران ندیدند) كه آسمان ها و زمین به هم پیوسته بودند و ما آنها را از یكدیگر باز كردیم .» 3. امید و آرزوهاى مسلمانان به ناامیدى تبدیل شد. آنان كه به پیامبر اكرم (ص) و احكام عالیه اسلام ناب حضرتش دلخوش كرده بودند از نعمت دین الهى و حكومت اسلامى بهره مند گشته بودند. اكنون با دیدن حوادث بعد از آن حضرت مایوس شده و امیدشان به یاس مبدل گشت . « واكدت الامال.» (20) 4 . به حریم پیامبر بى حرمتى شد . « اضیع الحریم و ازیلت الحرمة عند مماته (21)؛ هنوز جسد مبارك پیامبر بر زمین است. در اجتماع سقیفه (22) بدون نظرخواهى از خاندان پیامبر به تعیین جانشین براى آن حضرت مىپردازند. و حق اهل بیت حضرتش را ضایع مىكنند . چنانكه حضرت على(ع) مىفرماید:" فوالله ما كان یلقى فى روعى، ولا یخطر ببالى ان العرب تزعج هذا الامر من بعده (ص) عن اهل بیته ولا انهم منحوه عنی من بعده" (23) ؛ به خدا سوگند نه در فكرم مىگذشت و نه در خاطرم مىآمد كه عرب خلافت را پس از رسول خدا از اهل بیت او بگرداند. یا مرا پس از وى از عهده دار شدن حكومت باز دارند.» و حتى در لحظات واپسین عمر حضرت و هنگام رحلت ایشان، هنگامى كه قلم و لوحى طلب فرمودند به آن حضرت بى حرمتى كردند و نداى " فانه یهجر" سر دادند. (24) و مدتى هم از رحلت حضرت نگذشت كه به در خانه تنها یادگارش آمدند و چه بى حرمتی ها كه نكردند. چنانكه حضرت زهرا فرمود: یا ابتاه یا رسول الله هكذا كان یفعل بحبیبتك وابنتك ... . (25) یا ابتاه یا رسول الله ماذا لقینا بعدك من ابن الخطاب وابن ابى قحافة (26) ؛ بابا اى رسول خدا پس از تو از دست زاده خطاب و زاده ابى قحافه چه بر سر ما آمد. (27) 5 . خط نفاق و دورویى آشكار شد . « ظهر فیكم حسكة النفاق.» (28) حضرت در جاى دیگرى از همین خطبه، با كنایه زیبایى به این نفاق افكنى پرداخته است و فرموده است: « تشربون حسوا فى ارتغاء و تمشون لاهله و ولده فى الخمر والضراء و نصبر منكم على مثل حز المدى، و وخز السنان فى الحبشاء (29) ؛ شیر را اندك اندك با آب ممزوج نمودید و به بهانه این كه آب مىنوشید، شیر را خوردید. كنایه از نفاق است كه تظاهر به عملى مىشود كه در واقع خلاف آن است (30) و براى نابودى اهل بیت او در پشت تپهها و درختان كمین كردید . و ما بر این رفتار شما كه مانند بریدن كارد و فرو بردن نیزه در شكم، دردآور و كشنده است صبر مىكنیم .» 6 . دین و معنویت كم رنگ شد . « و سمل جلباب الدین.» (31) «جلباب» چادر یا عبایى كه بدن انسان را مىپوشاند، حضرت زهرا (س) تعبیر به جلباب دین فرموده . چون دین نیز تمام زوایاى زندگى فردى و اجتماعى انسان را در بر مىگیرد، همانگونه كه چادر و عباء تمام بدن انسان را در بر مىگیرد. (32) و در عبارتى دیگر فرمودهاند: «... اطفاء انوار الدین الجلى و اهمال سنن النبى الصفى (33) ؛ به خاموش كردن انوار درخشان دین و بىاهمیت كردن و مهمل گذاردن سنتهاى پیامبر برگزیده خدا همت گماردید.» 7 . مردم دچار بىتفاوتى شدند . حضرت خطاب به انصار كه با جان و مال پیامبر را كمك كرده بودند چنین فرمودند: « یا معاشر الفتیة و اعضاء الملة، و حضنة الاسلام ما هذه الغمیزة فی حقی و السنة عن ظلامتى (34) ؛ اى گروه جوانمرد، اى بازوان ملت و یاوران اسلام، این غفلت و سستى و ضعف شما در حق من و تغافل و بىتفاوتى و خواب آلودگى درمورد دادخواهى من، چیست؟» 8 . مردم پیمان شكنى كردند . فرمودند:« فانى حرتم بعد البیان و اسررتم بعد الاعلان و نكصتم بعد الاقدام (35) ؛ پس چرا بعد از بیان حق حیران و سرگردانید، و بعد از آشكار كردن عقیده پنهان كارى مىكنید و بعد از آن پیشگامى و روى آوردن به عقب برگشته پشت نمودهاید.» حضرت زهرا سلام الله علیها، در این فراز به حادثه غدیر اشاره مىكند كه پیامبر اكرم (ص) آن را براى مردم بیان فرمود و به آنها اعلام كرد و آنان نیز با على (ع) بیعت كردند . اما اكنون بیعت خود را شكستند . 9 . مردم دچار وسوسههاى شیطانى شدند . « تستجیبون لهتاف الشیطان الغوى (36) ؛ به شیطان گمراه كننده پاسخ مثبت دادید.» و در جاى دیگر از خطبه فرمودهاند:« اطلع الشیطان راسه من مغزره هاتفا بكم فالفاكم لدعوته مستجیبین (37) ؛ شیطان سر خود را از مخفی گاه به در آورد. شما را فراخواند، دید كه پاسخگوى دعوت باطل او هستید... .» «مغزر» یعنى مخفى گاه . در اینجا شیطان به سنگ پشت و خارپشت تشبیه شده است. چون آن هم وقتى دشمن را مىبیند، سرش را در لاك خود فرو مىبرد. اما وقتى كه محیط را بدون خطر احساس كرد، سر خود را بیرون مىآورد. شیطان نیز تا وقتى كه پیامبراكرم (ص) زنده بودند، سرش را در لاك خود فرو برده بود و جرات نمىكرد خود را نشان دهد . ولى بعد از آن سرش را بیرون آورد و به تحریك مردم پرداخت. (38) 10. شتاب در شنیدن حرف هاى بیهوده و بىاساس . « معاشرالناس المسرعة الى قیل الباطل المغضیة على الفعل القبیح الخاسر (39) ؛ اى گروه مردم كه به سوى شنیدن حرف هاى بیهوده شتاب مىكنید، و كردار زشت زیانبار را نادیده مىگیرید.» 11. نطفه مظاهر فساد روئیدن گرفت . در پایان خطبه عیادت خطاب به زنان مهاجر و انصار فرمود: « اما لعمری لقد لقحت فنظرة ریثما تنتج ثم احتلبوا ملء القعب دما عبیطا و ذعافا مبیدا(40) ؛ به جان خودم سوگند نطفه فساد بسته شد، باید انتظار كشید تا كى مرض فساد پیكر جامعه اسلامى را از پاى درآورد كه پس از این از پستان شتر به جاى شیر خون بدوشید و زهرى كه به سرعت هلاك كننده است . 12. فرصت طلبان به سر كار آمدند . حضرت سلام الله علیها در فرازهایى از خطبه فدكیه به گروه هاى فرصت طلب كه منتظر بودند تا بعد از رحلت پیامبر از موقعیت بهره برند پرداخته است . و ویژگىهاى آنها را نیز بیان فرموده است .
الف: گمراهان ساكت و منتظر . « نطق كاظم الغاوین (41) ؛ گمراهان خاموش به سخن درآمدند.» اینان كه در حیات پیامبر جرات حرف زدن هم نداشتند با رحلت ایشان وارد میدان شدند . كسانى مانند ابوسفیان را مىتوان جزو این گروه نام برد. ب: فرومایگان بى نام و نشان . « و نبغ خامل الاقلین (42) ؛ آدم هاى پست و بىارزش با قدر و منزلت شدند .» كسانى كه نه از سابقه در دین و نه فداكارى در جنگهاى پیامبر برخوردار بودند . به بهانه ترس از فتنه در حالى كه بدن پیامبر بر زمین بود در تعیین خلیفه پیامبر مردم را تحریص مىكردند . ج . شجاعان و دلاور مردان از اهل باطل . « و هدر فنیق المبطلین (43) ؛ شتر اهل باطل بانگ برآورد و در میدانهاى شما به جولان درآمد.»
ویژگىهاى فرصت طلبانحضرت در جاى دیگرى از همین خطبه ویژگىهاى آنان را چنین بیان مىكند . 1 . در ظاهر ساكت و آرام بودند،" وادعون" فروگذاران . 2. اهل خوشگذرانى بودند، " فاكهون" . 3. راحت طلب و رفاه زده بودند، " انتم فی رفاهیة من العیش" . 4. منتظر پیش آمد حوادث براى پیامبر و اهل بیت بودند، " تتربصون بنا الدوائر" . 5 . اخبار و رویدادها را دنبال مىكردند، " تتولفون الاخبار" . 6 . در جنگها عقب نشینى و یا فرار مىكردند، " تنكصون عند النزال و تفرون من القتال." (44) مىتوان با مطالعه تاریخ به عنوان نمونه ملاحظه كرد كه در جنگ احد چه كسانى عقب نشینى كردند و یا فرار كردند و چه كسانى تا آخرین لحظات در كنار پیامبر اكرم (ص) باقى بودند . (45) هر چند ممكن است با قدرى دقت و تامل موارد دیگرى از این پیامدهاى تاسف بار را از بیانات حضرت زهرا (س) به دست آورد، اما در این نوشتار به همین دوازده مورد اكتفا مىشود . متاسفانه جامعه امروز نیز با بعضى از این پیامدها گریبان گیر است . امید است با بهره گیرى از اسلام ناب و مكتب اهل بیت علیهم السلام در پیرایش این آفات كوشا باشیم . پىنوشتها:1 . نهج البلاغه (صبحى صالح) خطبه 235 . 2. همان، خ 197 . 3 . همان، خ192، بندهاى 98 - 102 . 4 . همان، نامه 9 . 5 . همان، نامه 36 . 6 . نهج الحیاة فرهنگ سخنان فاطمه علیهاالسلام، 138، حدیث 59 . 7 . حجرات (49) آیه14 . 8 . نهج البلاغه، نامه 62 . 9 . بحارالانوار، ج43، ص23، حدیث17 . 10 . الاحتجاج، (اسوه) ج1، ص282 . 11 . همان، 270 . 12 . همان، 277 . 13 . الغدیر (دارالكتب آخوندى) ج2، ص312 . 14 . این خطبه در منابع متعددى آمده است . از جمله: الاحتجاج طبرسى (چاپ اسوه) ج1، شرح نهج البلاغه ابن ابى الحدید معتزلى، ج16، ص211 به بعد . و در كتاب هاى مستقلى نیز ترجمه و شرح آن نوشته شده است از جمله: درس هایى از خطبه حضرت زهرا، حسینعلى منتظرى . شرح خطبه حضرت زهرا در دو جلد . عزالدین حسینى زنجانى، قطرهاى از دریا . على ربانى گلپایگانى . 15 . ر . ك به الاحتجاج، ج1، بحارالانوار، ج43، ص158 به بعد . 16 . الاحتجاج، ج1، ص270 . 17 . همان، ص287 . 18 . همان، ص270 . 19 . انبیاء، 30 . 20 . الاحتجاج، ج1، ص270 . 21 . همان . 22 . درباره سقیفه از جمله ر . ك به شرح نهج البلاغه ابن ابى الحدید، ج2، ص20 - 60 و ج6، صص 5 - 50 . 23 . نهج البلاغه، نامه62 . 24 . الارشاد شیخ مفید، ترجمه آقاى رسولى محلاتى چاپ دفتر نشر فرهنگ اسلامى، ج1، ص250 . 25 . نهج الحیاة فرهنگ سخنان فاطمه سلام الله علیها، 147 . 26 . همان، 250 . 27 . امام على، عبدالفتاح عبدالمقصود، (ترجمه به فارسى) ج1، ص328 . 28 . الاحتجاج، ج1، صص263 و 264 . 29 . همان، 266 . 30 . ر . ك به قطرهاى از دریا، شرح خطبه حضرت زهرا، 126 . 31 . الاحتجاج، ج1، ص264 . 32 . درس هایى از خطبه حضرت زهرا، ص 118 . 33 . الاحتجاج، ج1، ص266 . 34 . همان، 269 . 35 . همان، 272 . 36 . همان 266 . 37 . همان 264 . 38 . درس هایى از خطبه حضرت زهرا، ص120 . 39 . الاحتجاج، ج1، ص278 . 40 . همان، ص 290 . 41 . همان، ص 264 . 42 . همان . 43 . همان . 44 . همان، ص 263 . 45 . ر . ك شرح نهج البلاغه ابن ابى الحدید، ج15، صص20 - 25 . × . در ترجمه عبارات: بیشترین استفاده از ترجمه نهج البلاغه و نهج الحیاة آقاى محمد دشتى شده است | ||
(![]()
به اطلاع اهالی محترم روستای دره بید می رساند:
هیئت های عزاداری روستای دره بید باحضور شورای اسلامی ، دهیاری و روحانی مستقر مقررات زیر را به تصویب رسانده و از همه اهالی محترم خواستار رعایت کردن و همکاری های لازم آن را دارد.
1- شام ساعت 6 بعد از نماز مغرب وعشاء (نماز جماعت مسجد حضرت امیرالمؤمنین علیه السلام) در حسینیه روستا
2- همایش هیئت های مذهبی در شب هشتم ماه محرم (غروب روز هفتم) در مسجد حضرت امیرالمؤمنین (علیه السلام)
3- مبارزه با خرافات از جمله عَلَم کشی در روستا
4- رعایت بهداشت در خصوص پخت غذا وتقسیم آن
5- همکاری با ناظرین و مسئولین پخش غذا در حسینیه
6- پخش نذورات در روزهای تاسوعا و عاشورا در محل های تعیین شده از طرف هیئت های عزاداری
7- برگزاری نماز ظهر عاشورا با حضور تمامی هیئت ها درمسجد حضرت امیر المؤمنین (علیه السلام) قبل از ناهار
«هیئت چهارده معصوم (علیهم السلام) - هیئت حضرت ابوالفضل ( علیه السلام)
هیئت حضرت ابا عبدالله الحسین( علیه السلام)– هیئت حضرت امیرالمؤمنین (علیه السلام)
هیئت نوجوانان قاسم بن الحسن (علیه السلام)»
الهی! ،عشق خویش را به ما ببخش، به ما ببخش عشق آنچه مایة عشق توست و توفیق انجام آنچه راکه تومی پسندی به ماعطا کن.
عشق خویش را در درون ما، از محبت به خودمان ،خانواده مان ،ثروتمان و حتی آبی خنک و گوارا، فزون تر ساز
پیام مقام معظم رهبری به زوج های جوان:
پیوند خانواده را محترم و مغتنم شمارید؛به یاد خدا باشیدودر وظایف الهی (فردی یا اجتماعی ) همکاری کنید.
چند روزی از آغاز زندگی مشترک علی و فاطمه علیهماالسلام می گذشت. پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله نظر علی علیه السلام را دربارة همسرش جویا شد:علی جان فاطمه را چگونه همسری یافتی؟ علی علیه السلام هم با کلامی که حکایت از اوج شکر و سپاس اوداشت،نظرخود دربارة عشق جاودانی اش این گونه خلاصه کرد:«نِعمَ العَونُ عَلی طاعَةِ اللهِ» سرورم،اوبهترین یار در انجام طاعت پروردگار است. وبدین سان بهترین داماد عالم از سّرِ عشقِ الهی خویش پرده برمی دارد و راه سعادت ابدی را در زندگی مشترک به همه عروسها و دامادها نشان می دهد. یعنی ای داماد های علوی و ای عروس های فاطمی! دست یکدیگررا به خاطر خداوند و برای انجام طاعت او بگیرید وتا بهشت رضوانِ خدای مهربان همسفر هم باشید! وقت کم است و دنیا برای همه زود می گذرد.
آنچه درزندگی و پیوند دنیاییِ شمارا به زندگی همیشگی در پرتو خورشید مهر الهی متصّل می کند، تنها وتنها «تقوی» و «طاعت حق» است.
)
فریاد شیطان:
درنظام تربیتی اسلام ،ازدواج یکی ازعوامل مهم تربیتی قلمداد می شود و می تواند به عنوان یک نقطه عطف تربیتی ،فوائدی مثبت را برای زوجین و حتی جامعه به دنبال داشته باشد.
پیامبر اکرم (صلی الله علیه وآله):
*هرگاه بنده ای ازدواج کند، نصف دین را کامل کرده است وبرای حفظ نصف دیگربایدتقوی الهی پیشه کند.
*هیچ جوانی نیست که در دورة جوانی خود ازدواج کند مگر آن که شیطان اوفریاد برآورد :وای براو،وای براو،دوسوم دینش راازگزندمن حفظ کرد.
حضرت علی (علیه السلام):
ازدواج کنید زیرا رسول خدا(صلی الله علیه وآله) فراوان می فرمودند: هرکس دوست دارد از سنت من پیروی کند،ازدواج کند،زیرا ازدواج سنت من است.
کلام نور:
در قرآن کریم آیاتی چند در مورد ازدواج و خانواده اشاره شده است که در اینجا از باب نمونه به تعدادی از این آیات می پردازیم:
«البته باید مردان بی زن و زنان بی شوهر... را به نکاح یکدیگر در آورید ،اگر مرد وزنی فقیرند خدا به لطف خود آنان را بی نیاز و مستغنی خواهد نمود»(سوره نور- 32)
«آنان هستندکه هنگام دعا با خدای خود گویند :پروردگارا مارا از همسرانمان و فرزندانمان مایه چشم روشنی عطا کن و مارا پیشوای اهل تقوی قرارده.(سوره فرقان -74)
یکی از آیات لطف الهی آن است که برای شما از جنس خودتان جفتی بیافرید که در بر او آرامش یافته و باهم اُنس بگیرید و میان شما رأفت و مهربانی برقرار فرمود همانا در این امر نیز برای آنان که تفکر می کنند ادله علم و حکمت حق آشکار است.(سوره روم -21)
اتفاق مهم !!!؟
می گویند در زندگی هر انسان سه اتفاق مهم وجود دارد :
تولد ، ازدواج و مرگ
هرچند اتفاقات زندگی محدود به این سه پدیده نیست ،اما یقیناً ازدواج یکی از رخدادهای بسیار مهّم زندگی به شمار می رود.
ازدواج یعنی یکی شدن دوانسان
ازدواج یعنی شکستن (من) برای (ما) شدن
ازدواج یعنی کمک گرفتن برای اطاعت خدا
ازدواج یعنی جرأت مسئولیت پذیری
ازدواج یعنی کم شدن بهانه گناه
ازدواج یعنی همراهی با اولیای خدا
ازدواج یعنی ادراک مقام مقدس پدری یا مادری
ازدواج یعنی جریان یافتن چون چشمه ای زلال
ازدواج یعنی خرید دین و آزادی
________@@___________@@__@@_______@@
________@@____________@@@__________@@
__________@@________________________@@
____@@@@@@___________________@@@@@@@
__@@@@@@@@@_________________@@@@@@@
__@@______________________________________@@
_@@_________________@@@@@________________@@
_@@________________@@@@@@_______________@@
_@@@______________@@@@@@______________@@@
__@@@@_____________@@@@____________@@@@
____@@@@@@______________________@@@@@@
_________@@_________________________@@
________@@___________@@_____________@@
________@@@________@@@____________@@
________@@@______@@@__@__________@@
_________@@@_____@@@___@@@@@@@
__________@@@@@@@
___________________@
____________________@
_____________________@
_____________________@
______________________@
______________________@____@@@
____________@@@@___@@__@__@
_____________@____@@_@__@__@
______________@@@____@_@@@
_______________________@
______________________@
۸/۸/۸۸
هدیه کانون فرهنگی هنری یاسین

حضرت على بن موسى, ملقب به رضا, در سال 148 هجرى قمرى در روز 11 ذيقعده در مدينه به دنيا آمد

گزيده سخنان امام رضا(ع)

![]()
![]()
سه ويژگى برجسته مومن ![]()
![]()
![]()
![]()
لايكـون المـومـن مـومنـا حتـى تكـون فيه ثلاث خصـال :
1ـ سنه من ربه .
2ـ وسنه من نبيه.
3ـ و سنه من وليه.
فـاما السنه مـن ربه فكتمان سـره. و امـا السنه من نبيه فمـداراه الناس . و امـا السنه مـن وليه فـاصبـر فـى البـاسـاء و الضـراء
مـومـن , مـومـن واقعى نيست, مگـر آن كه سه خصلت در او بـاشــد:
سنتـى از پـروردگـارش و سنتـى از پيـامبـرش و سنتـى از امـامـش.
اما سنت پروردگارش , پـوشاندن راز خود است, اما سنت پيغمبرش , مدارا و نرم رفتارى با مردم است, اما سنت امامـش صبر كردن در زمان تنگدستـى و پريشان حالى است.
![]()
ويژگيهاى دهگانه عاقل ![]()
![]()
لا يتـم عقل امـرء مسلـم حتـى تكون فيه عشر خصـال : الخيــر منـه مـامــول. و الشر منه مامـون. يستكثر قليل الخير من غيره, و يستقل كثير الخير مـن نفسه. لا يسام من طلب الخـوائج اليه, و لا يمل مـن طلب العلـم طول دهره. الفقرفى الله احب اليه من الغنى و الذل فى الله احب اليه مـن العز فى عدوه. و الخمـول اشهى اليه من الشهره.
ثـم قال (ع) العاشره و ما العاشره؟ قيل له: ما هى؟ قال(ع): لايرى احدا الا قال: هو خير منى و اتقى
عقل شخص مسلمـان تمـام نيست, مگر ايـن كه ده خصلت را دارا بـاشـد:
1ـ از او اميد خير باشد.
2ـ از بدى او در امان باشند.
3ـ خير اندك ديگرى را بسيار شمارد.
4ـ خير بسيار خود را اندك شمارد.
5ـ هـر چه حـاجت از او خـواهنـد دلتنگ نشـود.
6ـ در عمر خود از دانش طلبى خسته نشود.
7ـ فقـر در راه خـدايـش از تـوانگـرى محبـوبتـر بـاشــد.
8ـ خـوارى در راه خـدايـش از عزت بـا دشمنـش محبـوبتـر بـاشــد.
9ـ گمنـامـى را از پـر نـامـى خـواهـانتـر بـاشـد.
10ـ سپس فـرمـود: دهمى چيست و چيست دهمى ؟ به او گفته شـد: چيست؟ فـرمـود:
احـدى را ننگـرد جز ايـن كه بگـويـد او از مـن بهتـر و پـرهيز كـارتـــر است.
اس ام اس ماه رمضان
خدایا
یادم بده
یادم باشه
یادت باشم
———————–————————–
چه جمعه ها که یک به یک غروب شد نیامدی…
چه بغض ها که در گلو رسوب شد نیامدی
تمام طول هفته را در انتظار جمعه ام…
دوباره صبح، ظهر، غروب شد نیامدی
اللهم عجل لولیک الفرج.
———————–————————–
آمد رمضان هست دعا را اثری
دارد دل من شور و نوای دگری
ما بنده عاصی و گنهكار توییم
ای داور بخشنده بما كن نظری
———————–————————–
ماه مبارک آمد، اي دوستان بشارت
کز سوي دوست ما را هر دم رسد اشارت
آمد نويد رحمت، اي دل ز خواب برخيز
باشد که باقي عمر، جبران شود خسارت
———————–————————–
امام صادق-ع:
خواب روزه دار عبادت،
خاموشي او تسبيح،
عمل وي پذيرفته شده
و دعاي او مستجاب است."
———————–————————–
آمد گه آمرزش و شهرُ الله عظمي
توفيق خدايا، تو ز ما سلب مفرما
———————–————————–
شد باز در رحمت خالق به روي خلق
چون ماه مبارک ز افق گشت هويدا
مژده که شد ماه مبارک پديد
التماس دعا![]()
| |
|
درحالت عادي،بيشترين فاصله ي بين دو وعده ي غدائي 8 تا 10 ساعت است،اما در ماه رمضان اين مدت به بيش از 12 ساعت افزايش مي يابد.به همين دليل و با توجه به نياز بدن به انواع مواد غذائي،بايد به برنامه ي غذائي سحر و افطار روزه دار توجه ويژه اي صورت گيرد. وي افزود:عده اي معتقدند نخوردن سحري براي گروهي از روزه داران مشکل ساز نيست و مي توان بدون خوردن سحري به راحتي روزه نگه داشت،اما مسئله ي مهم اين است که معيار عدم تاثيرگذاري خوردن بر روي افراد چيست؟ در حقيقت شايد نخوردن سحري بر گرسنگي فرد تاثيرگذار نباشد،ولي نقش آن بر خلق و خوي افراد انکار ناپذير است.بر همين اساس خوردن سحري از اجزاي مهم روزه داري مي باشد. وعده ي غذائي سحري هم بايد بتواند انرژي روزانه ي روزه دار را تامين نمايد و هم از افت قند خون که تاثير مستقيم بر ضعف و بي حوصلگي و حتي پرخاشگري و عصبانيت فرد در طول روز دارد،جلوگيري کند.از اينرو وعده ي غذائي سحر بايد بسيار مفصلتر از افطار نيز باشد.همچنين وجود فيبر زياد در غذاي سحر از تشنگي فرد در طول روز جلوگيري مي نمايد. بگفته ي وي سبزيجات،ميوه،غلات سبوس گيري نشده حاوي مقادير زيادي فيبر مي باشند. اين مشاور تغذيه،با بيان اين مطلب که نوشيدن مقادير زيادي آب در سحر،اثرات منفي بر روي فعاليت آنزيمهاي گوارشي بدن خواهد گذاشت،تصريح نمود:اين اثر منفي باعث عدم جذب غذا به طور کامل مي شود و در نتيجه نوشيدن يک ليوان آب قبل و بعد از سحري کافي است. با توجه به اينکه در هنگام افطار بدن در حالت سکون و آرامش قرار مي گيرد و در طول روز نيز هيچ مواد غذائي به آن نمي رسد،بهتر است در ابتدا با يک يا دو خرما و يک استکان چاي افطار کرد و بعد از آن با ايجاد يک وقفه مجدداً بر سر سفره ي افطار آمده و از ساير غذاها تناول گردد.البته بهتر اين است يک تا دو ساعت پس از افطار به بدن فرصت استراحت داد و سپس از ميان وعده اي معمولي استفاده شود.با اينحال توصيه مي شود وعده ي غذائي افطار و شام از يکديگر مجزا باشند و شام با يک فاصله ي زماني 2 ساعته بعد از افطار صرف گردد |
| |
|
مصرف ميوه يا آب ميوه تازه هنگام سحر از تشنگي در طول روز جلوگيري مي كند. همچنين براي جبران كمبود ميزان آب و املاح بدن در ماه رمضان، مي توان از مقداري سوپ يا آش هنگام افطار استفاده كرد. در ادامه آمده است: مايعات را مي توان در مدت زمان افطار تا سحر مورد استفاده قرار داد. در اين صورت هنگام سحر ضرورتي وجود ندارد كه از چند ليوان آب يا از مقدار زيادي چاي براي رفع تشنگي در طول روزه داري استفاده كرد. مينا مينايي، كارشناس ارشد دفتر بهبود تغذيه ي جامعه معاونت سلامت وزارت بهداشت و درمان افزود: نبايد دسرها و شيريني ها را که حاوي شكر فراوان هستند، به مقدار زياد مصرف کرد و بهتر است به جاي آنها از خرما و توت که داراي قند طبيعي و همچنين املاح و ويتامين هستند، استفاده نمود. وي با بيان اين كه روزه داران بايد از خوردن غذاهاي شور هنگام سحر خودداري كنند، زيرا تشنگي را در طول روز افزايش مي دهد، ادامه داد: بايد از خوردن غذاهاي بسيار سرد يا بسيار گرم و نيز از نوشيدن آب سرد در ابتداي افطار خودداري شود و در صورت رفع تشنگي مي توان از آب گرم، چاي يا شير گرم استفاده كرد. همچنين مصرف زياد غذاهاي ترش و شور، شير، ميوه و سبزيجات خام و برنج نيز در ازدياد ترشح اسيد معده و درنتيجه ايجاد سوزش و درد معده و اثني عشر دخالت دارند. مبتلايان به زخم معده و اثني عشر و ناراحتي روده بهتر است از غذاهايي استفاده كنند كه هضم شان آسان و ساده بوده و باعث نفخ دستگاه گوارش نشود كه از جمله ي اين غذاها مي توان به غذاهاي كبابي و خورشتي، انواع سوپ كم چرب، آب ميوه ها، نان، پنير و ماست به مقدار كم اشاره كرد. استرس و فشار عصبي و روحي ، داشتن گروه خوني O، وجود ميكروب هليكوباكترپيلوري، مصرف قهوه و الكل از عوامل تشديد كننده زخم معده و اثني عشر هستند |












